تبليغاتX
The Death Road - . . . . . . . . .
دیشب حسودیم شد..

حسودیم شد به قطرهای بارون و اشکی که هم دیگرو بغل میکردند ٬ با هم یکی میشدند و روی صورتم سر میخوردند..

حسودیم شد چون تا هر وقت که بارون بباره اشکا هم می بارن..

تنها و جدا از هم نمی مونند..

دیشب جای تو رو زیر بارون پر از اشک کردم اما باز هم خالی بود ...

چقدر سخت صبح شد..

نمی دونم دیگه کی بارون بیاد ... نمی خوام وقتی تو نیستی بارون بیاد ...

هنوز امیدوارم و هنوز باور ندارم !

خدا جون .. راضی ام به هر چی که تو بخوای .. اما اشکامو ازم نگیر ...

+ 9:39 |