تبليغاتX
The Death Road -

2006/3/20

بهار من بارانش خونیست
بهار من پر از ترس است
ترس از نو شدن
ترس از تغیییر
ترس از تولد
ترس از زاده شدن
بهارم پر از مرگ است
مرگ تمام پاکی ها
مرگ برف
مرگ شوق رسیدن به گرمای تو در سرمای زمستان
بهار من زیبا نیست
سالهاست که زیبا نیست
چگونه دوستش بدارم ؟
من بهار نمی خواهم
من زمستان سردی را دوست می دارم
زمستانی سراسر پر از آرزوی رسیدن به گرمای دستانت
می گویند من زاده ی اربعینم ... میدانم .. قمری حساب کنیم 19 سالم تمام می شود همین ساعت 1 امشب
اما من فرزند پاییزم
فرزند مرگ
عاشق مرگ
سبزی را دوست ندارم
بهار را نمی خواهم .
گلهای خشک را در تابوتی به من عیدی دهید ...

+ 20:57 |