تبليغاتX
The Death Road -

2006/2/26

میدانی
آن شب که تکه پاره های قلبم را می دوختم
به گمانم چند تکه اش با  تو  جا به جا شده بود
هرچه بود باید برای بازی آماده می شدم و می دوختمش
حالا مدتیست قلبم سنگینی می کند
حالا مدتیست که قلبم می خواهد به انتظاره دیدنت بایستد
اما هنوز هم برای یافتنت می دود
   و به دنبال چشمهای تو می گردد
   و هرچه می گردد نمی یابد

بعضی وقت ها که آسمان زیبا میشود  و می گویند شب است  و باید خوابید
 اما نمی بینند که تازه ماه و ستاره ها بیدار شده اند 
   و من دلم می خواهد تا صبح با ماه قایم موشک بازی کنم
حس میکنم  آن تکه های جا به جا شده  مثل آهن ربا  یک چیزهایی را که نمیدانم چیست  می ربایند
برای همین
از همان شبی که تکه پاره های قلبم را به هم دوختم
ماه با من قهر است
می گوید تو جر می زنی  در بازی  تقلب میکنی
می گوید یک چیزی تورا به سمت من می کشاند و زود مرا پیدا میکنی
یک چیزی که نمی داند چیست ...

+ 18:49 |