هیچ یادت هست ؟
بار اول که دیدمت و چه زود شناختم ..... اما حالا ... میدونم هیچ وقت نشناختمت - نشناختیم ..
شاید پشت این دود خودمونو قایم کردیم ... شاید پشت این اشک ها ... اشکهایی که باورشون نکردی ..
یادت هست ؟
راهی که با هم رفتیم - یا که من فکر می کردم با همیم - نا برسیم به ... به ... باقیش یادم نیست ..
مثه این دود می موند ... نگاه کن .. یه راه ... باریک ... دراز ... پیچ در پیچ ... انتهاش معلوم نیست ... محو شده ... یا انتها نداره ؟
روی زمین نشسته بودم و تو بالای سرم سرگرم کارت بودی ... اما من نه .. نمی تونستم .. نمیتونستم حتی مداد رو توی دستم بگیرم ... میدونی چی دلم می خواست ؟ ... به تو فکر میکردم ... جلومو نمی دیدم ... مثه الان که دود رفته توی چشمام و نمی بینم ... مثه الان که تو فکر تو ام ... میدونی ... تو فقط منو با چشمات می دیدی ... مثل همه .. اگه دود میرفت به چشمت دیگه نمی دیدیم ... مثل همه ..
من تو رو همه جا میدیدم ... توی اشک... دود .. خواب ... نه مثل همه ..
بهت نگفتم وقتی که بودی و نبودی کی مراقبم بود ... از تو به کی گله میکردم ... کی آرومم میکرد ... برای کی اشک میریختم و کی ... بی خیال ..... هیچ وقت نخواستی بدونی زمانی که هستی و نیستی چی به من میگذره ..
راه می افتادم توی خیابون ... میرفتم و می رفتم... سرمو بالا میگرفتم ... همه جارو نگاه میکردم تا از بین این همه چهره ی غریبه دو تا چشم آشنا پیدا کنم .... که فقط برای یه لحظه .. یه لحظه .. از دور ببینمشون تا برای یه عمر دلم پر بشه از برق نگاهت ...
حالا دیگه نیستی و نیستی ... پامو میزارم روی زمین ... چشمهامو میزارم روی پاهام ... میرم و میرم ... هیچ کس و هیچ جا رو نگاه نمیکنم ... تنها میرم ... نمیدونم کجا .... میخوام برسم به قله ی کوه ... بشینم اون بالا و فقط و فقط زل بزنم تو چشمای ماه ... زل بزنم و زل بزنم ... ماه از اون بالا بیاد ... برای یه لحظه .. تنها یه لحظه ... منو .. نه .. فقط چشمامو ... ببره پیش خودش ... تا برای آخرین بار ... آخرین بار ... برق نگاهت دیوونم کنه .... که پلکامو روی هم بزارم و از همون بالا پرواز کنم ... بپرم .. پر بزنم ... تا آخرین چیزی که می بینم چشمای تو باشه ...
حالا همه امیدم برای دیدن تو ... همه آرزوم برای رسیدن به تو ... همه عشقم برای بوسیدن تو ... دود میشه ... و مثل سیگار اثرش رو قلبم میمونه .
بسه .. تا همین جا هوا کلی آلوده شد ... .. .

