2005/10/17

زمانی دختری رو میشناختم
كه كارش این بود كه سر جاش بایسته
و به یك جایی زُل بزنه.
اصلاً هم براش مهم نبود كه كی یا چی رو نگاه میكنه.

ممكن بود به زمین زل بزنه،


ممكن بود بایسته و ساعتها به شما زُل بزنه
بدون اینكه دلیلی داشته باشه.

ولی بعد از اینكه در مسابقات محلی زُل زدن برنده شد،

بالاخره به عنوان جایزه به چشمهاش استراحت جانانهای داد.

I am everything
im nothing
im you
im me
im them
im her
im invisible
im here
im there
im gone
im dead
im alive
im going
im staying
i love you
i hate me
i kill you
......... I kill me

ديوونه

یه استراحت ابدی
تنها
حتی بدون تو
بدون خودم
یه جای دنج و تاریک و سرد...
هوا جون میده واسه مردن
همه راحت میشن
حتی تو
خودم
...
.

2005/10/4
هی .. اگه آبی بشه همیشه ماله من میشه .. مثه آسمون که همیشه ماله منه ...
بیا ... بیبن .. دندونات مثه ستاره هاست ... بزار دهنتو آبی تیره کنم .. وقتی میخوای حرف بزنی شب بشه .. دندونات بشن ستاره .. تو آسمونت گم شم
نترس .. فقط دوسِت دارم .. میخوام همیشه ماله من باشی .. مثه آسمون .. مثه شب ... مثه غم ...


ميرسه روزي كه بي من روزها رو سر كني
ميرسه روزي كه مرگ عشق رو باور كني
ميرسه روزي كه تنها در كنار عكس من
نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني
...
